خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۴۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماند با مژة من غبار گریة شمعگره فکند سرشکم به کار گریة شمع
۲
سرشک من نخورد آب بیحرارت دلبود به نقطة آتش مدار گریة شمع
۳
بگو چه سان نکند گل جنون پروانهکه گشت موسم جوش بهار گریة شمع
۴
گرهگشای دل تنگ ماست قطرة اشکشکفته میگذرد روزگار گریة شمع
صفحهٔ ۱ از ۲