خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردمبگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم
۲
زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کردچو حرف شکوه میخواهم که بر گرد زبان گردم
۳
تو چون سرو روان از پیش من رفتی و میخواهمز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم
۴
درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیستدلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم
صفحهٔ ۱ از ۲