شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۵۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسی بگریستم کان شوخ را تندی ز خو بردمز سیل گریة بی‌اختیار آبی به جو بردم
۲
به تحریک هزار اندیشه آه نارسایی راز سینه تا به لب آوردم و آخر فرو بردم
۳
متاع دین و دنیا را نبود آن اعتبار آخربرای خاک کویش تحفه، مشت آبرو بردم
۴
شدم خواهی نخواهی عاقبت قربان ناز اوبسی برد از من او لیکن من این نوبت ازو بردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth