خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانمتو با من دشمنی لیکن ترا من دوست میدانم
۲
نمیدانم گره بر رشتة کارم که زد اماکلید چارهام آن گوشة ابروست میدانم
۳
نه از ساقی نصیب من همین پیمانة خونستدل پیمانه هم پرخون ز دست اوست میدانم
۴
عجب دارم اگر آمیزشی با او توانم کردکه نازش زودرنج و غمزهاش بدخوست میدانم
صفحهٔ ۱ از ۲