خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان عهد یاد باد که از ما به کین نبودبودش گمان مهر وهنوزش یقین نبود
۲
اقرار مهر کردم وگفتم وفاکنیکشتی مرا قرار تو با من چنین نبود
۳
انکار مهر سد ره سد تغافل استاما چه سود چون دل ما پیش بین نبود
۴
من خود گره به کار خود انداختم که توزین پیش با منت گرهی بر جبین نبود
صفحهٔ ۱ از ۲