خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز گرمی دستگاه اهل عالم تنگ میبینمشررواری گمان گر هست هم در سنگ میبینم
۲
به رنگ و بو میالا دامن خواهش درین گلشنکه زیر پردة هر غنچه صد نیرنگ میبینم
۳
حقیقت در لباس هر مجازی جلوهها داردفروغ آتش طورست گر من رنگ میبینم
۴
تو صیّادی و الفت جو، منِ رم خورده وحشتخوترا گر صرفه در صلحست من در جنگ میبینم
صفحهٔ ۱ از ۳