خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حال خود را خراب میبینممرغ دل را کباب میبینم
۲
تا دَمِ آبِ تیغ او خوردمبحرها را سراب میبینم
۳
مردمیهای چشم او بگذشتدگر آنها به خواب میبینم
۴
بسکه سرگشتهام به یاد رختذرّه را آفتاب میبینم
صفحهٔ ۱ از ۲