خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز چشمان تو راز خویش را بنهفته میخواهمبسی ترسیدهام این فتنهها را خفته میخواهم
۲
ز بد گوییِّ دشمن راز دل پوشیده میدارمز دم سردی دی این غنچه را نشکفته میخواهم
۳
ز مژگان قطرههای اشک را در دیده میدزدمزرشک این گوهر شاداب را ناسفته میخواهم
۴
سر زلفی پریشان کن که همچون روزگار خوددو روزی خاطر ایّام را آشفته میخواهم
صفحهٔ ۱ از ۲