خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۶۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میتوان از زندگانی دست آسان شستنلیک دست از دامن زلف تو نتوان داشتن
۲
زلف را گو فکر جمعیّت کند تا کی چنینخود پریشان بودن و ما را پریشان داشتن
۳
میتوان صد بار مردن هر نفس از درد اولیک نتوان درد او محتاج درمان داشتن
۴
جان اگر با من نسازد در غم او گو مسازمیتوانم من غمش در سینه چون جان داشتن
صفحهٔ ۱ از ۲