خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۶۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود منآیینة اسکندری جان غبارآلود من
۲
تا کی نهد بر آتشم چون عود و من دم در کشمترسم بگیرد چرخ را یک باره آه و دود من
۳
تا از غبار کوی او آرایش خود کردهامخورشید حسرت میبرد بر روی گردآلود من
۴
دلّاک هستی نرخ من چندان که میگیرد بلندعشق تو یکسان میخرد بود من و نابود من
صفحهٔ ۱ از ۲