خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه میدانم که میرنجی و مشکل میشودگر نکوبی حلقه صد جا بر در دل میشود
۲
همچو فانوسش کسی باید که دارد پاس حسنزانکه لازم گشت و جایش شمع محفل میشود
۳
یک رهش خاص از برای جان ما بیرون فرستآن نگه کش تا به ما سد جای منزل میشود
۴
رخنه بند دیده امید خواهد شد مکنخاک کویت کز سرشک اشک ما گل میشود
صفحهٔ ۱ از ۳