خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شوداینقدر نیز نباید که کسی خوب شود
۲
در زمینی که به این کوکبه شاهی گذردسَر بسیار گدایان که لگدکوب شود
۳
نشود هیچ کم از کوکبهٔ شاهی حسنیوسف ار ملتفت سجدهٔ یعقوب شود
۴
خاک بادا به سر آن مژهٔ گردآلودکش در آن کو نپسندند که جاروب شود
صفحهٔ ۱ از ۲