خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم غم بیهوده به همخانگی آمدعشق آمد و با نشأهٔ دیوانگی آمد
۲
ای عقل همانا که نداری خبر از عشقبگریز که او دشمن فرزانگی آمد
۳
خوش باشد اگر کنج غمت هست که این دلبا رخنهٔ دیرینه به ویرانگی آمد
۴
دارد خبری آن نگه خاص که سویممخصوص به سد شیوهٔ بیگانگی آمد
صفحهٔ ۱ از ۲