شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ملک دل را سپه ناز به یغما آمددیده را مژده که هنگام تماشا آمد
۲
تا چه کردیم که چون سبزه ز کویی ندمیمگل به گلزار شد و لاله به صحرا آمد
۳
پرتو طلعت یوسف مگرش خواهد عذرآنچه بر دیدهٔ یعقوب و زلیخا آمد
۴
غمزه‌اش کرد طمع در دل و چونش ندهمخاصه اکنون که تبسم به تقاضا آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth