شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچکس چشم به سوی من بیمار نکردکه به جان‌دادن من گریهٔ بسیار نکرد
۲
که مرا در نظرآورد که از غایت نازچین بر ابرو نزد و روی به دیوار نکرد
۳
هیچ سنگین دل بی‌رحم به غیر از تو نبودکه سرود غم من در دل او کار نکرد
۴
روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمییار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth