خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۵۱ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طالع بودت اختر حسن از رخ ساطعخوش آنکه بتابد بوی این اختر طالع
۲
تیغ خم ابروی تو برهان نکوئی استلیکن ز فسون آمده برهان تو قاطع
۳
طوبی برافراخته بالای تو رسواحورا برافروخته سیمای تو ضایع
۴
شش سوره مابسته بیکغمزه دوچشمتزانگونه که خامس نشناسیم ز رابع
صفحهٔ ۱ از ۷