خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۵۲ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کنز نهانیست کنون کعبه مشرفکز اوست عیان سر فَأجَببتُ ان اَعْرَف
۲
زین کنز خفی طنز جلی زد به فلک ارضکش خاک بشد پاک چو افلاک مشرف
۳
ذرات به کرات چو افواج که از حاجبستند و گشادند پی طوف حرم صف
۴
عقل آمد و لبیک زنان حلقه به در زدتا چون بود احباب ورا باز مکلف
صفحهٔ ۱ از ۱۰