خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۵۵ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بروج حصن تبر را که سود بر افلاکبه گرز یکسان فرمود عم شه با خاک
۲
فراز او زسماک اوفتاده شد به سمکنشیب او زسمک پی سپار شد به سماک
۳
به یاد فتح تبر ای بت طبر زد لعلزنوش لب پسری خواه شیر دختر تاک
۴
مذاق خسرو شاپور کلک شیرین گشتچو شد ز فرهاد این کوه بیستون صد چاک
صفحهٔ ۱ از ۴