شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۶۸ - ممدوح این قصیده معلوم نیست

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رمضان آمد و آنگونه از او در حذریمکه اگر نیک به ما درنگری محتضریم
۲
جنت نسیه فردا چه کرامت داردما که امروز بنقد از رمضان در سقریم
۳
کی بیابیم بعقبی شرف از بزم علیما که اکنون بجهان جمله بسان عمریم
۴
نان به بازار بدین سان که دل از ما ببردبیم آنست کز او آب رخ خود ببریم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth