خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۶۹ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در قرن شاه راستان صاحبقران راستینمه بوسه کردش آستان خور جلوه کردش زآستین
۲
از سیر مهر آسمان گشتش قرین سال قرانشاهیکه هست از پاک جان هم بیقران هم بیقرین
۳
از بس بهر عشرتکده بستند رقاصان ردهگفتی که سیار آمده خیل ثوابت بر زمین
۴
کاخ از شقیق و یاسمن آزرم تاتار و ختنبزم اوانی طعنه زن بر کله فغفور چین
صفحهٔ ۱ از ۴