شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۷۶ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سکه صاحبقرانی زد چو شاه راستانآمد از ذرات او را ارمغان بر آستان
۲
هر چه مخزن داشت کرد ایثار ایوانش زمینهر چه انجم داشت کرد ایفا بزمش آسمان
۳
ای بسا در کز هوای خدمتش پرورد بحرای بسا زر کز برای سکه اش آورد کان
۴
حور یا کوبان بکویش بار بگشود از قصورعیش دست افشان بسویش بار بربست از جنان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth