شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۷۷ - لغز سماور و مدیحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه باشد آن جم بلقیس تخت سیم بدنبرون بسان پری اندرون چو اهریمن
۲
شهیست افسرش از چین و جامه اش از رومولی بخوردن زنگی فرا گشاده دهن
۳
اگر فرازد گردن بفرق ننهد تاجوگر بفرق نهد تاج نبودش گردن
۴
روان بر آتش و برده تعین از آتشجگر ز آهن و جسته تشکل از آهن
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth