شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۸۲ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببال ای مرکز کرمان بنال ای خطه تهرانکه وارد شد به جسمت روح و بیرون شد ز جسمت جان
۲
قم ای کرمان وزن برمه لوای اسپهانی رهکه باز اندر تو زد خرگه طراز خطه طهران
۳
چمن آموده ازگل کن درختان پر زبلبل کنشکن در زلف سنبل کن بیفشان بر هوا ریحان
۴
سحابا لعل ریزان شو در اندر دشت بیزان شوباستقبال خیزان شو که آمد ابر گنج افشان
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth