خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۹۵ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان موسوی دو اژدر گیسوی آسیهروزم چو قیرگون دل فرعون شد سیه
۲
عاصی شدم درست چو فرعون بر خدایتا دیدم آن شکسته سر زلف آسیه
۳
لذت برد ز پیکر نیکوش پیرهنمنت کشد ز چنبر گیسوش غالیه
۴
بهر وقوف بوس و کنارش به روز وصلهر شب کنم نظاره در اشکال الفیه
صفحهٔ ۱ از ۶