خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۹۶ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیز ای آیینهرخ می آر با صد طنطنهکاینک از آب آورد دی چون سکندر آینه
۲
ساغری خور زآب رز بیهوده در قاقم مخزکز خز افزون است رز را طمطراق و طنطنه
۳
روزن دل ساز سد از شیشهٔ آب رزانسود ندهد در خزان از شیشهٔ سد روزنه
۴
ایمن و ایسر منه منقل که باید در شتاباده بر میسره آتش رخی در میمنه
صفحهٔ ۱ از ۴