خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۰۴ - تغزلی است در استقبال حکیم عنصری
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که نرخ بوسهات بر ما به نقد جان کنیجان گران شد یا که خواهی بوسه را ارزان کنی
۲
ظلم بر کتان کند مه لیکن ای نازکبدنتو همان ماهی که بر خود ظلم از کتان کنی
۳
تا کی از چوگان زلف و گوی سیمین ذقنهمچو طفلم فتنه بر این گوی و آن چوگان کنی
۴
گه از آن گو خم نمایی قامتم چوگانصفتگه بدین چوگان مرا چون گوی سرگردان کنی
صفحهٔ ۱ از ۳