خلوتی با جیحون یزدی
شمارهٔ ۱۰۵ - وله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی که رشک لب لعل او برد عیسیز خط دمیدنش افتاده کار با موسی
۲
ز جور خط شده تاریتر از دل فرعونرخی که بود درخشانتر از کف موسی
۳
رخش به زیر خط اندر چنانکه پنداریدرون کسوت مجنون نهان شود لیلی
۴
چو قلب شیر بود ریش چون ز صورت رستز آدمی برمند اهل درد ازین معنی
صفحهٔ ۱ از ۵