خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوقم گرفت و از در عقلم برون کشیدیکروزه مهر بین که به عشق و جنون کشید
۲
آن آرزو که دوش نبودش اثر هنوزبسیار زود بود به این عشق چون کشید
۳
فرهاد وضع مجلس شیرین نظاره کردبرجست و رخت خود به سوی بیستون کشید
۴
خود را نهفته بود بر این آستانه عشقبیرون دوید ناگه و مارا درون کشید
صفحهٔ ۱ از ۲