خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشدانتقال عهد فارغ بالی از جانم کشد
۲
بر در میخانه من خواهم که آید غمزه مستگه میانم گیرد و گاهی گریبانم کشد
۳
پر نگاهی کو که چون بر دل گشاید تیر نازاز پی هم سد نگه تازد که پیکانم کشد
۴
سرمهای خواهم که جز یک رو نبینم ، عشق کوتا به میل آتشین در چشم گریانم کشد
صفحهٔ ۱ از ۲