شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه شراره بارم کان از درون برآمدابریست آتش‌افشان کز بحر خون برآمد
۲
می‌کرد دل تفأل از مصحف جمالشاز زلف او به فالش جیم جنون برآمد
۳
فانوس‌وار ما را از شمع دل‌فروزیآتش ز سینه سر زد دود از درون برآمد
۴
از لالهٔ جگرخون احوال کوهکن پرسکان داغدار با او در بیستون برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth