شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو خون به کاسهٔ من کن که غیر تاب نداردتنگ شراب ستم ظرف این شراب ندارد
۲
چه دیده‌ای و درین چیست مصلحت که نگاهتتمام خشم شد و رخصت عتاب ندارد
۳
تو زودرنج تغافل‌پرست، وه چه بلندیچه گفته‌ام که سلامم دگر جواب ندارد
۴
به خشکسال وفا رستی ای گیاه محبتبریز برگ که ابر امید آب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth