شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگرمن نه آنم که فریب تو خورم بار دگر
۲
شد طبیب من بیمار مسیحا نفسیتو برو بهر علاج دل بیمار دگر
۳
گو مکن غمزهٔ او سعی به دلداری مازانکه دادیم دل خویش به دلدار دگر
۴
بسکه آزرده مرا خوشترم از راحت اوستگر سد آزار ببینم ز دل آزار دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth