شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگزمگسی ز انگبینش نگرفته کام هرگز
۲
ز فروغ آفتابی شب خویش روز خواهمکه شبی ز خانه بیرون ننهاده گام هرگز
۳
هوس پیاله خوردن بودم به خردسالیکه کسی نگفته پیشش ز شراب و جام هرگز
۴
چو حدیث من بر آید کند آنچنان تغافلکه مگر به عمر خویشم نشنیده نام هرگز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth