شعر را زندگی کن
خلوتی با قوامی رازی

شمارهٔ ۸۳ - در غزل است

دیوان اشعار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبر من کودکست ناز نداند همیروز مراتیره کرد راز نداند همی
۲
درد دل ریش من گر نشناسد سزدرنج دل «آزورادباز»؟ نداند همی
۳
راست بعینه بتم ؛ به طبع چون آتش استداند سوزندگی ؛ ساز نداند همی
۴
قدر دلم وصل او؛ داند نه هجر اوقیمت زر چون محک گاز نداند همی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth