شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با جوانی چند در عین وفا می‌بینمشباز با جمع غریبی آشنا می‌بینمش
۲
باز تا امروز دارد با که میل اختلاطزانکه از یاران دیروزی جدا می‌بینمش
۳
ماه رخسارش که چون آیینه بودی در صفابی‌صفا گردید با من بی‌صفا می‌بینمش
۴
آنکه هر دم در ره او می‌فکندم خویش راراه می‌گردانم اکنون هر کجا می‌بینمش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth