خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز رویت درگرفته شمعها در خانههاانجمنها هر طرف از مرده پروانهها
۲
یاد عمر رفته خود هرکه باشد میکندنیست غیر از ذکر زلفش بر زبان شانهها
۳
عشرت ایام در دوران ما شد منتهیبرنمیآید صدایی از لب پیمانهها
۴
دست خشک اهل طمع را دست رد خواهد شدنمیکند مشاطه این نقل از زبان شانهها
صفحهٔ ۱ از ۲