خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خاکمال سرو روان تو آبهاموج کناره کرد فریبت سرابها
۲
فانوس سد ره نشود نور شمع راکی میشوند مانع حسنت نقابها
۳
چشم تو را به خواب ندیدند مردمانبا آنکه رفتهاند به یاد تو خوابها
۴
ای موج آب خضر کجا میروی که بازافتاده است بر رگ جان اضطرابها
صفحهٔ ۱ از ۴