شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل راکند فواره خون غنچه منقار بلبل را
۲
به گیسوی عبیرافشان اگر در گلستان آیدبه رگهای زمین پیوند سازد شاخ سنبل را
۳
کند چون موم شمع صبر استغنای خوبان راسر تسلیم می ریزد دم تیغ تغافل را
۴
ز کنج خانه دیگر پای در میخانه نگذارمبه دست آورده ام دامان مینای توکل را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth