خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتم گوشهای امروز از درها دویدنهاکمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدنها
۲
چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردمنصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدنها
۳
قناعت پیشگان لب تر نمیسازند از دریانیفتد ماهی تصویر در دام تپیدنها
۴
به یک پرواز کردن در قفس انداختم خود رابحمدالله که فارغبالم از بیجا پریدنها
صفحهٔ ۱ از ۲