خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نگاهت متکای جان به غارت دادههاگردش چشمت کمند وحدت آزادهها
۲
بر زمین خاکساران تا قدم آوردهاینقش پایت میزند گل بر سر افتادهها
۳
نام آزادی برآوردند در باغ جهانهمچو سرو بوستان در خدمتت ایستادهها
۴
من کجا ای شیخ و بزم توبهفرمایان کجامیپرد مرغ کباب از صحبت بیبادهها
صفحهٔ ۱ از ۲