خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا می ده که موج او برد از جا مراگردبادآسا به یک دور افگند از پا مرا
۲
بی جنونی نیستم از سایه وحشت می کنمناله زنجیر می آید ز نقش پا مرا
۳
تشنه ام همچون صدف یک قطره سیرابم کندنیستم گرداب سرگردان کند دریا مرا
۴
از غم فردا به چشم اشکبارم نم نماندمی رود چون شمع آخر سر درین سودا مرا
صفحهٔ ۱ از ۲