خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خرامت را ثناگو همچو قمری هوشهاسرو قدت را حصار عافیت آغوشها
۲
سربلندان همچو سرو آواز سایل نشنوندکردهاند از طوق قمری حلقهها در گوشها
۳
شهد اگر خواهی برو در خانه زنبور باشنیشها دارند در پی صاحبان نوشها
۴
ای خوش آن روزی که بر دارند گردون را ز سرتا شود روشن چه باشد زیر این سرپوشها
صفحهٔ ۱ از ۲