خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعم و هرگز نمی سازد کسی روشن مرامی زند پروانه هر شب تا سحر دامن مرا
۲
عندلیب بی پرم وز ناله کردن مانده امباغبان عمریست بیرون کرد از گلشن مرا
۳
روشنایی دارم از کلک سیه بختم امیدداغم از گردون چراغی داده یی روغن مرا
۴
می کند در بر قبای پاره ام کار زرهنیست دیگر منتی از رشته و سوزن مرا
صفحهٔ ۱ از ۴