خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مراافتم از پا گر به پهلو متکا باشد مرا
۲
رحم می آید به سرگردانیم پروانه راخانه روشن از چراغ آسیا باشد مرا
۳
از زبان خامه ام بیرون نمی آید صدادر گلستان عندلیب بینوا باشد مرا
۴
می زند پهلو کلاه من به تاج خسرویساغر جم کاسه دست گدا باشد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳