خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تیغ ابرویش اگر مد نظر باشد مراذوالفقار شاه مردان بر کمر باشد مرا
۲
پنجه اش را کرده رنگین چون حنا از خون منبهر دامنگیریش دست دگر باشد مرا
۳
می رود برگ خزان از جای با اندک نسیمپیرم و بر سر تمنای سفر باشد مرا
۴
از رطوبت خار و دیوار چمن گل می کندروز حشر امید از مژگان تر باشد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳