شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر روزی آسمان کردست سرگردان مرامور لنگم نیست امیدی ازین دهقان مرا
۲
از متاعم دامن افشان بگذرد نظاره گربس که از گرد کسادی پر بود دکان مرا
۳
قسمت من چون هما نبود به غیر از استخوانکرده این روزی خلاص از منت دوران مرا
۴
می گذارم چون چراغ و آب می گردم چو شمعهر که چون پروانه می گردد شبی مهمان مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth