شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می کند سرو از حد غماز بازار مراراهزن از راه گرداند خریدار مرا
۲
کوچه ها شبها سفید از پرتو مهتاب نیستآسمان کردست پای انداز دستار مرا
۳
غنچه ام از سینه نتواند نفس بیرون کشیدسبزه بیگانه دارد سبز گلزار مرا
۴
خانه آئینه را تصویر باشد پاسبانتکیه گاهی نیست غیر از سایه دیوار مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth