شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کدامین بزم از عکس رخت گلزار بود امشبکه مژگان سر به سر در دیده من خار بود امشب
۲
نگاهم بود همچون شمع بازوبند مژگانمزبانم در دهن پیچیده چون طومار بود امشب
۳
به یاد زلف و مژگانت ز جا تا صبح میجستممرا هر موی بر تن چون زبان مار بود امشب
۴
به کف تسبیح و در دل داشتم فکر سر زلفیزبان در ذکر و در خاطر غم زنار بود امشب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth