شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جنت سپند سوز گلستان روی توستدوزخ چراغ کشته فانوس خوی توست
۲
کوثر که بحر رحمت ازو جوش می زندآب به خاک ریخته یی از سبوی توست
۳
شامی که صبح حشر بود زیر دامنشتار گسسته یی ز شبستان موی توست
۴
سرو چمن که حکم رعونت به سر زدستآزاد گردهای قد فتنه خوی توست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth