خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیمزهر تو به سد رغبت جلاب کشیدیم
۲
این باب محبت همه اشکال دقیقستما زحمت بسیار در این باب کشیدیم
۳
دوش از طرف بام کسی پرتو مه تافتاز ظلمت شب رخت به مهتاب کشیدیم
۴
گر آهن بگداخته در بوتهٔ ما ریختگشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲